نوشته شده به وسیلهی: Mohsen در 7 سال 6 ماه پیش تحت عنوان وبلاگ یادداشت-های-نامفید
به این نتیجه رسیدم که با تمام توان قدر داشتههام رو بدونم، نداشتههام مهم نیستن و اینکه هر روز بهتر بشم. درک کردم که اگه تا روز مرگ هم تلاش کنم و یاد بگیرم باز هم نسبت به بسیاری مسائل جهل دارم. پس خیلی دنبال شقالقمر کردن در زندگی نباشم که ممکن نیست. گوشهای رو بگیرم و از یادگیری و فهم در اون حوزه لذت ببرم کافیه.
نوشته شده به وسیلهی: Mohsen در 7 سال 6 ماه پیش تحت عنوان وبلاگ یادداشت-های-نامفید
خُب! بعد از یکسال و ده ماه و دو روز ۸۰ میلیون از ۱۳۰ میلیون رو واریز کرد. خدا رو شکر!
نوشته شده به وسیلهی: Mohsen در 7 سال 6 ماه پیش تحت عنوان وبلاگ یادداشت-های-نامفید
خودم رو میشناسم، آستانهی تحمل خودم رو میدونم کجاست و دور کاری که میدونم آرامشم رو به هم میریزه خط میکشم. بدبختانه بعضی وقتها دیگران میخوان همون کارهایی که برای خودم انجامشون نمیدم رو انجام بدم. اگر هم بگم نه باعث دلخوری میشه. بابا منو میشناسید که! این توقعات چیه که از من دارید؟
انگیزهی نوشتن این مطلب یه موضوع احمقانه است. به ۱۰۰ نفر بگم ۹۹ نفر حق رو به مخاطبم میده نه به من.
نوشته شده به وسیلهی: Mohsen در 7 سال 6 ماه پیش تحت عنوان وبلاگ یادداشت-های-نامفید
کاش در مقابل کسانی که دوستشون دارم میتونستم پا روی خودم بگذارم! صبر کردن هنر بزرگیه. اونها رو اذیت میکنم ولی خودم بیشتر از اونها اذیت میشم.
نوشته شده به وسیلهی: Mohsen در 7 سال 6 ماه پیش تحت عنوان وبلاگ یادداشت-های-نامفید
شش بهمن سال ۹۵ یکی از بهترین فروشگاههامون در حالیکه ۱۳۰ میلیون تومن بهش «اضافه پرداخت» داشتیم ترافیکش رو قطع کرد و دیگه نه ارسال کرد و نه تلفنش رو جواب داد. درخواستی داشت که قابل اجابت نبود. مشورت که کردیم دیدیم اگرچه پروسه شکایت در محکمه قضایی رو میشه دنبال کرد ولی حتی به فرض موفقیت، هم زمانبره و هم پرهزینه، بهمین خاطر بیخیالش شدیم تا شاید سر طرف به سنگ بخوره و برگرده.
الان تقریبا مشخص شده که مشکلش بدون ما حل نمیشه و احتمالا بخشی از مبلغ رو در چند روز آینده واریز میکنه. با خودم قرار گذاشته بودم که اگر پول رو ازش گرفتیم ۲ میلیون تومن از سهم خودم رو به کار خیر اختصاص بدم. امروز به خواهرم گفتم جایی رو پیدا کن تا اگر واریز کرد من هم دینم رو ادا کنم. پیشنهاد قشنگی داد. گفت مثل اینکه قصد داری ۲ میلیون رو یکجا به جایی بریزی و دینت رو از سر خودت باز کنی! چرا یکی از کارتهای بانکی خودت رو اختصاص به این کار نمیدی؟ اول دو میلیون رو به اون کارت بریز و بعد اگر خواستی چیزی صدقه بدی به این کارت واریز کن. هر جا هم که دیدی زمینهی کار خیر فراهمه میتونی از این کارت استفاده کنی و مبلغی رو واریز کنی. هم حساب شده و مفید کمک میکنی و هم اینکه مبالغ مربوط به خیریه از پولهای خودت جداست.
پیشنهاد فوقالعادهای بود! فردا یکی از کارتهای بلااستفادهام که الحمدلله تعدادشون هم کم نیست رو آمادهی این کار میکنم.
نوشته شده به وسیلهی: Mohsen در 7 سال 6 ماه پیش تحت عنوان وبلاگ یادداشت-های-نامفید
بعضی وقتا کسایی که سر و کارم باهاشون میافته رو میبینم به خودم میگم «تو پیش اینا بره هم نیستی!» بس که وقیح و عوضیان.
نوشته شده به وسیلهی: Mohsen در 7 سال 6 ماه پیش تحت عنوان وبلاگ یادداشت-های-نامفید
امروز امتحان ترم اول زبان اسپانیایی بود. خانم گارسیا اومد و سوال پرسید. به نظر خودم خیلی خوب جواب دادم و فوقالعاده از خودم راضیم. امتحان کتبی هم داشتیم که اون رو هم خوب نوشتم. استاد در مراقبت زیاد سختگیری نمیکرد و بچهها چند تا چند تا مشورت میکردن و مینوشتن! بعد از امتحان برای ترم بعد ثبت نام کردم.
نوشته شده به وسیلهی: Mohsen در 7 سال 6 ماه پیش تحت عنوان وبلاگ یادداشت-های-نامفید
هیچ متنی به پاکیزگی و زیبایی آیات قرآن نیست. در عین اینکه ساده بنظر میرسه ولی در منتهاالیه پختگیه. بدون تعصب مسلمانانه به این موضوع باور دارم.
أَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَسَالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِهَا فَاحْتَمَلَ السَّيْلُ زَبَدًا رَابِيًا ۚ وَمِمَّا يُوقِدُونَ عَلَيْهِ فِي النَّارِ ابْتِغَاءَ حِلْيَةٍ أَوْ مَتَاعٍ زَبَدٌ مِثْلُهُ ۚ كَذَٰلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْحَقَّ وَالْبَاطِلَ ۚ فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفَاءً ۖ وَأَمَّا مَا يَنْفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِي الْأَرْضِ ۚ كَذَٰلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ (سوره رعد، ۱۷)
[همو كه] از آسمان، آبى فرو فرستاد. پس رودخانههايى به اندازه گنجايش خودشان روان شدند، و سيل، كفى بلند روى خود برداشت، و از آنچه براى به دست آوردن زينتى يا كالايى، در آتش مىگدازند هم نظير آن كفى برمىآيد. خداوند، حق و باطل را چنين مَثَل مىزند. اما كف، بيرون افتاده از ميان مىرود، ولى آنچه به مردم سود مىرساند در زمين [باقى] مىماند. خداوند مَثَلها را چنين مىزند. (سوره رعد، ۱۷)
نوشته شده به وسیلهی: Mohsen در 7 سال 7 ماه پیش تحت عنوان وبلاگ یادداشت-های-نامفید
بابام همیشه میگفت «آدم باید حرفی بزنه که کسی نتونه روی اون چیزی بگه» یعنی سنجیده و حساب شده حرف بزنید.
نوشته شده به وسیلهی: Mohsen در 7 سال 7 ماه پیش تحت عنوان وبلاگ یادداشت-های-نامفید
«برای به دست آوردن چیزی که هیچ وقت نداشتین باید کاری بکنین که هیچ وقت نکردین.»
نوشته شده به وسیلهی: Mohsen در 7 سال 7 ماه پیش تحت عنوان وبلاگ یادداشت-های-نامفید
با درد بساز چون دوای تو منم
در کس منگر که آشنای تو منم
گر کشته شوی مگو که من کشته شدم
شکرانه بده که خونبهای تو منم
نوشته شده به وسیلهی: Mohsen در 7 سال 7 ماه پیش تحت عنوان وبلاگ یادداشت-های-نامفید
این عکس رو امروز توی توئیتر یکی دیدم. اگه پولدار بشم یه کافه این جوری میزنم. گرچه میگن «ای بسا آرزو که خاک شده» ولی خب من به خیلی از آرزوهام رسیدم!

نوشته شده به وسیلهی: Mohsen در 7 سال 7 ماه پیش تحت عنوان وبلاگ یادداشت-های-نامفید
چهارشنبه ایدهی یه سرویس تحت وب جدید به ذهنم اومد. اگر بنشینم سرش و انجام بدم صفر تا صدش یه هفته بیشتر کار نداره. برنامهنویسش که خودمم و هزینه اجرا نداره فقط باید خوب بازاریابی بشه.
امیدوارم به نتیجه برسه.
نوشته شده به وسیلهی: Mohsen در 7 سال 7 ماه پیش تحت عنوان وبلاگ یادداشت-های-نامفید
مدتهاست که دعا میکنم روز مرگم از اصول یا کلیات زندگیم پشیمون نباشم. یک زمان جزئیات زندگی هم برایم مهم بود ولی دیدم عرصهی سود و زیانه. هر کاری کنی برات فقط حسرت میمونه.
نوشته شده به وسیلهی: Mohsen در 7 سال 7 ماه پیش تحت عنوان وبلاگ یادداشت-های-نامفید
دو ساله که روزانه حدود پانزده دقیقه ورزش میکنم. ورزش زندگی و روحیهام را فوقالعاده بهتر کرده. میتونم بگم شروع و ادامه دادن این کار یکی از مهمترین کارهایم در این سالها بوده.