پشت استخر آن طرفتر خانه بودم که عمو رحیم زنگ زد که آقای اشتری بهم زنگ زده که بریم ثبت برگه امضا کنیم. من الان قم هستم. من هم زنگ زدم به آقای اشتری که عمو رحیم زنگ زد اینجوری گفت. میخواهید شما هم نیایید و فردا با عمو رحیم بیایید. گفت باشه ایرادی نداره.
نوشته شده در:
1403-10-18
(1 سال 5 ماه 4 روز پیش)
من محسن هستم؛ برنامهنویس تفننی!
برای ارتباط با من یا در همین سایت کامنت بگذارید و یا به dokaj.ir(at)gmail.com ایمیل بزنید.
پست قبلی:
microblog-21
پست بعدی:
microblog-23
در مورد این مطلب یادداشتی بنویسید.