عصری با مامان خیر سرمون رفتیم پیاده‌روی. کوفته‌تر و کسل‌تر برگشتیم خانه. یه جا از شدت اندوه نشستم روی دیوار کوتاهی که بود. گفتم کاش می‌شد خودم رو بکشم. توی زندگی کم آوردم و بدیش اینه که هنوز با هیچ مشکل جدی‌ای هم روبرو نشدم.

نوشته شده در: 1403-11-12 (1 سال 4 ماه 1 هفته پیش)

من محسن هستم؛ برنامه‌نویس تفننی!

برای ارتباط با من یا در همین سایت کامنت بگذارید و یا به dokaj.ir(at)gmail.com ایمیل بزنید.

پست قبلی: microblog-152
پست بعدی: microblog-154

در مورد این مطلب یادداشتی بنویسید.