صبح رفتیم پاساژ ایرانیان و یک کاپشن و سه پیرهن و یک کاپشن نازک که شبیه بادگیره ولی یک مقدار کلفتتر و یک جفت دمپایی و یک جفت جوراب خریدیم. در موقع برگشت یک جفت کفش هم خریدیم. عمه عذرا و فاطمه رو همینجوری عبوری دیدیم. سلام نکردیم. اونها شاید اصلا متوجه ما نشده باشند.
نوشته شده در:
1403-11-12
(1 سال 4 ماه 1 هفته پیش)
من محسن هستم؛ برنامهنویس تفننی!
برای ارتباط با من یا در همین سایت کامنت بگذارید و یا به dokaj.ir(at)gmail.com ایمیل بزنید.
پست قبلی:
microblog-149
پست بعدی:
microblog-151
در مورد این مطلب یادداشتی بنویسید.