یارو نیامد. ساعت دو از مامان شماره گرفتم و زنگ زدم. یارو گفت من دو روزه شهرستانم. گفتم شاید شمارهی اشتباه بهم دادن. عذر خواستم و به شماره دیگه زنگ زدم. خودش بود دوباره. ولی من نشناختم. دوباره همون حرفها رو گفت. آخر سر گفت یکی بالاتر از ما هست که اون هم سیده. مامان رفت دوباره. بعد زنگ زد که یارو گفت اینقدر دفترم شلوغه که نمیدونم کدومها رو رفتم و کدومها رو نه. حالا قراره که بیاد.
نوشته شده در:
1403-11-08
(1 سال 4 ماه 2 هفته پیش)
من محسن هستم؛ برنامهنویس تفننی!
برای ارتباط با من یا در همین سایت کامنت بگذارید و یا به dokaj.ir(at)gmail.com ایمیل بزنید.
پست قبلی:
microblog-135
پست بعدی:
microblog-137
در مورد این مطلب یادداشتی بنویسید.