تگ: ویویر
من همیشه دوست داشته و دارم که دنیا رو با چشمم ببینم تا با دوربین. الان روی یه تخته سنگ کنار رودخونهی فصلی بالای کناربر نشستم. شرهی آب زلال کشاورزی از زمینهای بالا داره میریزه توی رودخونه و منظرهی عجیبی درست کرده. چهار تا مرد میانسال و یه زن هم اون بالا دارن پیادهروی میکنن و خبر ندارن که من دارم خبرشون رو توی وبلاگ بیخوانندهام ثبت میکنم.
اسم وبلاگ همون اسم قدیمی و همیشگی و دوست داشتنی خودمه. توی هیچ کدوم از وبلاگهایی هم که باز کردم متناوب ننوشتم. اما اینجا فرق میکنه. بالاخره بعد از مدتها نشستم و این سامانه رو نوشتم. بیعیب و ایراد نیست ولی ساده و فکر نشده هم نیست.
انشالله که اینجا موندگار و نوشتنی شم.